
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
<-PollItems->
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
|
||
![]() |
![]() |
![]() |
نام شما : |
ایمیل شما : |
نام دوست شما: |
ایمیل دوست شما: |
تبادل لینک هوشمند .
barobaxe90.orq.ir
وبلاگ ما رو لینک کنید.در صورت وجود لینک ما در وب شما ، شما نیز اتوماتیک در این وب لینک میشوید..
بانک عکس و گرافیکمرد جوانی نزد پدر خود رفت و گفت:
- مي خواهم ازدواج کنم.
پدر خوشحال شد و پرسيد:
- نام دختر چيست؟
مرد جوان گفت:
- نامش سامانتا است و در محله ما زندگي مي کند.
پدر ناراحت شد.
صورت در هم کشيد و گفت:
- من متأسفم به جهت اين حرف که مي زنم اما تو نمي تواني با اين دختر ازدواج کني، چون او خواهر توست.
خواهش مي کنم از اين موضوع چيزي به مادرت نگو.
مرد جوان نام سه دختر ديگر را آورد ولي جواب پدر براي هر کدام از آنها همين بود.
مرد جوان با ناراحتي نزد مادر خود رفت و گفت:
- مادر من مي خواهم ازدواج کنم اما نام هر دختري را مي آورم پدر مي گويد که او خواهر توست! و نبايد به تو بگويم.
مادرش لبخند زد و گفت:
- نگران نباش پسرم.
تو با هريک از آن دخترها که خواستي مي تواني ازدواج کني. چون تو پسر او نیستی...
نظرات شما عزیزان:
::Theme By Pichack.Net::